ال عربی در زبان فارسی

ال در زبان عربی، حرف تعریف و علامت معرفه است که وارد رسم‌الخط فارسی شده است.

 

کاربرد علامت ال، در فارسی مناسب نیست و بهتر است از معادل فارسی این کلمات استفاده کنیم.

در اسامی عربی “ال” به چه معنی است؟

حتی اگر شما زیاد عربی بلد نیستید احتمالاً متوجه شده‌اید که اسامی عربی زیادی شامل ‘ال’ هستند. حتی خیلی از مسلمانان غیر عرب این دو حرف را در اسامی خود دارند. پس این لغت که به نظر می‌آید در هر اسم عربی است یعنی چه؟

حروف ال به عنوان حرف تعریف معرفه

ترجمه ی تحت الفظی  (ال) می شود the، یعنی حرف تعریف معرفه در عربی است. برای مثال، kitaab (کتاب) به معنی book است و al kitaab (الکتاب) به معنی ‘the book’ است. همچنین به معنی ‘of the’ هم است: برای مثال، lawn al kitaab (لون الکتاب) یعنی ‘the colour of the book’. دور از معادل بودن برای ‘Joe’ یا ‘smith’، این در واقع اسم خاص نیست، اما جزئی است که معنی مخصوصی را نشان می دهد.

ال در زبان فارسی

https://typeo.top/blog/%d8%a7%d9%84-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/

 

 

فعل ماضی ابعد

فعل ماضی ابعد یا گذشته بعید نقلی، برای بیان وقوع فعلی به کار می‌رود که در گذشته بسیار دور و بیشتر از آن روی داده و به طریق نقل حکایت مطرح می‌شود.

 

این فعل مقدم بر فعل‌های دیگر می‌آید به جز مواردی که در نقل قول می‌آید و فعل یا فعل‌های دیگری که بعد از آن می‌آیند، بیشتر با ماضی نقلی یا ماضی نقلی مستمر بیان می‌شود.

لیلا و سارا گویا مریم را دیده بوده اند.

ساختمان فعل ماضی ابعد

فعل ماضی ابعد در مثال بالا، از ترکیب صفت مفعولی (بن ماضی + ه) و ماضی نقلی بودن به ترتیب زیر ساخته شده است:

صفت مفعولی + ماضی نقلی از مصدر بودن

گرفته بوده‌ام، گرفته بوده‌ای، گرفته بوده است و …

مریم گفته بود که آشپزی را از مادربزرگش یاد گرفته بوده است.

فعل گرفته بوده است، بنا به همان قاعده فعل ابعد پیش از همه فعل‌ها رخ داده است.

فعل ماضی ابعد

https://typeo.top/blog/%d9%81%d8%b9%d9%84-%d9%85%d8%a7%d8%b6%db%8c-%d8%a7%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

 

کاربرد درست افعال کرد و نمود

در زبان فارسی کرد و نمود از پرکاربردترین افعال به شمار می‌روند. هنگام نوشتن یک متن حتما برای شما هم پیش آمده و شک کرده اید که باید از واژه کرد استفاده کنید یا نمود؟

 

معرفی کرد/ معرفی نمود
ارسال کرد/ ارسال نمود
شرکت کرد/ شرکت نمود
آسان کرد/ آسان نمود
دخالت کرد/ دخالت نمود
و بسیاری از مثال‌های دیگر…

در گذشته نویسندگان و شاعران از نمود به‌جای کرد استفاده می‌کردند.

آنچه سعی است من اندر طلبت بنمودم
آن‌قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد

دو فعل پرکاربرد کرد و نمود

https://typeo.top/blog/%d8%af%d9%88-%d9%81%d8%b9%d9%84-%d9%be%d8%b1%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%da%a9%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d9%86%d9%85%d9%88%d8%af/

 

 

 

 

جمله معترضه یا میان‌جمله

جمله معترضه یا میان‌جمله عبارتی است که در ضمنِ جمله اصلی می‌آید و اگر آن را حذف کنیم در معنا و مفهوم جملۀ اصلی تغییری ایجاد نمی‌شود. جمله معترضه بین دو خط تیره نوشته می‌شود.

 

دو نوع جمله معترضه داریم:

معترضه توضیحی

در این میان‌جمله‌ها، درباره نهاد توضیح داده می‌شود.

حافظ –که در قرن هفتم می‌زیست– غزل‌های نابی دارد.

جمله معترضه یا میان‌جمله

https://typeo.top/blog/%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%b1%d8%b6%d9%87-%db%8c%d8%a7-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

 

 

صفت برترین یا عالی

صفت برترین یا عالی همانند صفت تفضیلی یا برتر جز صفات سنجشی به شمار میروند.

 

این صفت با اضافه شدن پسوند ترین به آخر صفت ساده یا بیانی ساخته می‌شود، پیش از اسم در جمله می‌آید و برای سنجش اسم، با همه افراد نوع خود به کار می‌رود.

در صفت برتر ما موصوف را با یک فرد یا چند فرد هم نوع می‌سنجیم:

علی بزرگتر از محمد است.

در صفت عالی با ذکر صفت، برتری موصوف را بر تمام افراد نوع خود بیان می‌کنیم:

دوره دبیرستان بهترین دوران زندگی است.

 

صفت برترین یا عالی

https://typeo.top/blog/%d8%b5%d9%81%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

 

شبه جمله و صوت چیست?

شبه جمله کلمه یا کلماتی است که معنای یک جمله کامل را با خود حمل می‌کند و عمل فعل را انجام می‌دهد؛

 

در صورتی که در ساختمان آن، فعلی وجود ندارد. جمله‌های بی‌فعل اقسام مختلفی دارند و از پرکاربردترین جملات، در زبان گفتار و حتی نوشتار فارسی محسوب می‌شوند.

مثال:

دریغا: افسوس می‌خورم.
بَه: تحسین می‌کنم.
زینهار: دوری کن.
بسم‌الله: بفرمایید.
دقت: توجه کن.
خاموش: حرف نزن.

شبه جمله مرکب

ساختمان شبه جمله مرکب معمولا تشکیل شده از دو یا چند جزء است.

خیلی خوب، ای دریغ، هزار آفرین

شبه جمله و صوت + مثال

 

https://typeo.top/blog/%d8%b4%d8%a8%d9%87-%d8%ac%d9%85%d9%84%d9%87-%d9%88-%d8%b5%d9%88%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%88-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

 

کاربرد حرف نشانه

حرف نشانه، وظیفه مشخص کردن نقش کلماتی را که مفعول،‌ اضافه، صفت و منادا هستند به عهده دارد.

 

برای ساخت جمله و انتقال پیام علاوه بر اسم و فعل، گاهی به اجزای دیگری نیز احتیاج داریم که در اصطلاح به آنها حرف می‌گویند.

از آنجایی که این حروف نقش کلمات قبل و بعد خود را تعیین می‌کنند، به آنها نقش‌نما نیز گفته می‌شود.

رایج‌ترین و ساده‌ترین تقسیم‌بندی که برای این حروف ارائه شده است، عبارت است از: حرف اضافه، حرف ربط، حرف نشانه

حرف نشانه

https://typeo.top/blog/%d8%ad%d8%b1%d9%81-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

کاربرد حروف اضافه

حرف یا نقش‌نما به کلماتی گفته می شود که معنی مستقلی ندارند و وظیفه اصلی آنها ارتباط برقرار کردن بین گروه‌ها، کلمات و جمله‌هاست

.

حرف اضافه  یکی از انواع حرف در دستور زبان فارسی است. علت این که حرف اضافه را نقش‌نما می‌خوانیم، این است که نقش کلمه را مشخص می‌کند.

حرف اضافه چیست؟

حروف اضافه معنای مستقلی ندارند و کلمه یا گروهی از کلمات هستند که کلمه یا گروهی را به فعل یا به صفت برتر یا به اسم‌های جمع و نظایر آنها نسبت می‌دهند و به آنها نقش متمم و وابسته می‌دهند.  حرف اضافه نسبت کلمه‌ای را به فعل مشخص می‌کند، یا موقعیت کلمه‌ای را در جمله نشان می‌دهد.

حر‌ف‌ها به سه دسته تقسیم می‌شوند:

حرف اضافه

https://typeo.top/blog/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%ad%d8%b1%d9%88%d9%81-%d8%a7%d8%b6%d8%a7%d9%81%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

کاربرد ضمیر مبهم

ضمیر مبهم مانند دیگر ضمایر جانشین اسم می‌شوند اما با این تفاوت که به چیز نامشخص و نامعینی اشاره می‌کنند. ضمایر نقش‌ اسم را می‌پذیرند و از تکرار آن جلوگیری می‌کنند.

 

هر گاه کلمات و ترکیبات هم، همه، هیچ یک، یکی، دیگر، هر کس، هر یک، دگر، دگری، فلان، این و آن، قدری، بسیاری، اندکی، برخی، بعضی، چند، چندین، پاره‌ای، کسی و … تنها و بی‌همراهی اسم در جمله آمدند، ضمیر مبهم هستند و بر کس یا کسان و چیز یا چیزها و مقدار مبهمی دلالت می‌کنند. این کلمات مبهم مانند دیگر ضمیرها، اگر همراه اسم بیایند صفت مبهم خواهند بود نه ضمیر مبهم.

[خدا] خودش می‌داند هر چه بکند … هرکس را بگیرد … هیچ‌کس حق چون و چرا ندارد.

ضمیر مبهم

https://typeo.top/blog/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%a8%d9%87%d9%85-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

صفت برتر یا تفضیلی در فارسی

صفت برتر یا تفضیلی یکی از دو نوع درجه صفت است که با آمدن پسوند تر در آخر صفت‌های بیانی (صفت ساده) ساخته می‌شوند و به عنوان صفات سنجشی هم شناخته می‌شوند.

 

با این صفت‌ها می‌توانیم موصوفی را در صفتی مشترک با یک یا چند موصوف دیگر بسنجیم و مقایسه کنیم؛ مثلا آن را بر موصوف یا موصوف‌های دیگر برتری دهیم یا کمتری آنها را نشان دهیم.

بزرگتر، شادتر، بلندتر، سریعتر، کندتر، کوچکتر و …

گاهی غرض از ذکر صفت آن است که کسی یا چیزی را از حیث داشتن آن صفت با کسان یا چیزهای دیگر بسنجیم. برای این منظور صفت عادی (ساده) را چه مثبت، چه منفی با پسوند تر می‌آوریم:

مریم خواهر بزرگتر است.

صفت برتر یا تفضیلی

https://typeo.top/blog/%d8%b5%d9%81%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%81%d8%b6%db%8c%d9%84%db%8c/

 

انواع اسم در زبان فارسی

اسم در زبان فارسی واژه‌ای است که با آن آدم‌ها، حیوانات و اشیا را نام‌گذاری و مشخص می‌کنند.

 

اسم‌ها از نظر دستوری میتوانند نقش‌های مختلفی را بپذیرند. در زبان فارسی، برخلاف زبان‌هایی مانند عربی، فرانسه و …  انواع اسم زمان، جنسیت، تعداد و درجه و مرتبه (برتری) را مشخص نمی‌کند. به تشخیص و مشخص کردن هر یک از انواع اسم تجزیه اسم می‌گویند.

افراد و آدم‌ها: مرد، زن، خواهر، برادر، رستم، تهمینه، مادر، پدرو …
حیوانات: اسب، مرغ، ماهی، خزنده، مورچه، زاغ و …
اشیا و وسایل: خانه، لانه، جامه، گچ، گوشی و …

کلمات بالا همگی اسم هستند و هریک برای گروهی خاص به کار می‌روند.

اسم این قابلیت را دارد، به هر چه که دیدنی و قابل اندیشیدن باشد اشاره کند.

بابک، اسب، روشنایی و …

از طرفی هر چه انتزاعی و لمس‌شدنی نباشد و تنها در درک آدمی بیاید هم با اسم نامگذاری می‌شود، مانند:

ترس، امید، هراس،‌ دیو و …

https://typeo.top/blog/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%a7%d8%b3%d9%85-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c/

 

 

مسند و مسندالیه چیست و چگونه تشخیص دهیم؟

«مُسنَد» در لغت به معنی «اِسناد داده شده» و «نسبت داده شده» است. همچنین، «مُسنَدٌ اِلَیه» به معنی «اِسناد داده شده به او» است. بنابراین، می‌توان چنین گفت که «مسند» را با کمک «فعل اسنادی» به «مسند الیه» نسبت می‌دهیم.

 

مسند کلمه یا گروهی از کلمات (اسم، ویژگی، صفت، حالت یا تعلق) را به نهاد یا همان مسند الیه نسبت می‌دهد.» همچنین، برای مسند الیه چنین تعریفی داریم: «مسند الیه کلمه‌ای است که به آن صفت یا حالتی نسبت داده می‌شود.

مسندالیه + مسند + فعل ربطی یا اسنادی

فعل ربطی یا اسنادی چیست؟

مسند

افعال اسنادی، کننده کار نیستند، بلکه پذیرنده حالتی هستند که مسند آن را بیان می‌کند. مسند کلمه یا گروهی از کلمات را در برمی‌گیرد که پذیرفتن حالت، ویژگی یا صفتی را از طریق فعل اسنادی به مسندالیه نسبت می‌دهد.

مسند یکی از ارکان اصلی جمله است و آن کلمه‌ای است که مفهوم آن را به مسندالیه نسبت داده باشند.

مسند و مسندالیه

https://typeo.top/blog/%d9%85%d8%b3%d9%86%d8%af-%d9%88-%d9%85%d8%b3%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%87-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%aa%d8%b4%d8%ae%db%8c%d8%b5-%d8%af%d9%87%db%8c%d9%85/

 

 

انواع واو در زبان فارسی

حرف واو سی‌امین حرف و از پرکاربردترین حروف در زبان فارسی است. این حرف در ساختار جمله ایفای نقش می‌کند؛ نقش دستوری خاصی را می‌پذیرد و با توجه به موقعیت قرار گرفتنش در جمله، معنا و مفهوم یک یا چند کلمه را به تنهایی به عهده می‌گیرد.

 

از مصوت‌های بلند زبان فارسی حرکت‌ فتحه یا ضمه را  می‌پذیرد و از آن به عنوان پایه همزه نیز استفاده می‌شود.

واو با نقش دستوری

واو ربط

واو ربطی، واوی است که میان دو جمله با معنای پیوسته به کار می‌رود. به همین دلیل عده‌ای آن را واو ربط هم‌پایه‌ساز هم نامیده‌اند.

  من به کتاب فروشی رفتم و کتاب خریدم.

این دو جمله در عین حال که هر یک جمله‌های مستقلی هستند و هیچ یک جزئی از جمله دیگر نیست، با واو ربط، هم‌پایه شده‌اند. واوی که بین چند فعل به کار رود، واو ربط محسوب می‌شود.

آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند.

واو در زبان فارسی

https://typeo.top/blog/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%88%d8%a7%d9%88-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/

 

 

ضمیر مشترک چیست؟

ضمیر مشترک، کلمه خود است که جانشین اسم انسانها میشود و نقش آن‌ها را می‌پذیرد.

 

خود با نام ضمیر مشترک، کلمه‌ای است که همواره یک صورت دارد و در همه شش ساخت ضمیرهای شخصی مشترک است و به همین دلیل ضمیر مشترک خوانده شده است.

واژه‌های خویش و خویشتن نیز گاهی به جای خود در نوشتار رسمی یا شعر می‌آیند. در زبان دری سه تا ضمیر مشترک داریم :
خود، خویش و خویشتن، خود با ضمیر های شخصی برای تاکید می آیند. به یاد داشته باشید که خود جمع نمی شود و از کاربرد خودها پرهیز باید کرد.

من کار خود را تمام کردم.

ما خود را بالا تر ازديگران نمی دانيم.
ايشان دربارۀ خود چه می داند.

تو خودرا اصلاح کن.

درجمله های بالا به جای خود، خويش و خويشتن را هم می توان نشاند.

ضمیر مشترک

https://typeo.top/blog/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%85%d8%b4%d8%aa%d8%b1%da%a9/

 

کاربرد ضمیر تعجب

دستورنویسان، ضمیر را با توجه به معنایی که دارند و یا مرجع ضمیرشان به انواع مختلفی تقسیم کرده‌اند. اختلاف نظرها حکایت از تفاوت نگاه دستوردانان دارد، عده‌ای از آنها ضمیر را از کنایات می‌دانند و عده‌ای دیگر گروه مستقلی از کلمات، بنا به این که هر گروه ضمیر را چگونه تعریف کرده‌اند، دسته‌بندی‌هایشان نیز متفاوت بوده است.

ضمیر تعجب یا ضمیر مبهم، مرجع ضمیرشان مستقیم نیست؛  اما از آنجا که اگر به همراه اسم نباشند معنای صفتی ندارند و وظیفه معنا بخشیدن به اسم معنا را به عهده دارند به همین دلیل دستورنویسان آنها را در دسته ضمیرها قرار داده‌اند.

https://typeo.top/blog/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%aa%d8%b9%d8%ac%d8%a8-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%9f/

 

 

انواع قید در زبان فارسی و کاربردهای آن

قید، کلمه یا گروهی از کلمات است که واژگان دیگری مانند فعل، صفت، مسند و مصدر را به زمان، مکان یا حالت خاصی وابسته می‌کند؛

 

مفهومی دیگر علاوه بر مفهوم اولیه به آن‌ها اضافه میکند. اگر قید از جمله حذف شود به لحاظ معنایی مشکلی ایجاد نمی‌کند که نشانه تشخیص قید است. جمله متشکل از سه گروه اسمی، قیدی و فعلی است. گروه به آن واحد زبانی گفته می‌شود که از یک کلمه یا بیشتر ساخته شده است و به‌صورت یک نقش دستوری عمل می‌کند.

گروه قیدی

گروه قیدی، بخشی از جمله است که فعل به آن نیازی ندارد  و می‌توان آن را از جمله حذف کرد.

گروه قیدی شامل گروه قیدهای نشانه‌دار و گروه قیدهای بی‌نشانه است.

https://typeo.top/blog/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d9%82%db%8c%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86/

ضمیر پرسشی در زبان فارسی و کاربرد آن

ضمیر پرسشی واژه‌ای است که در جمله به جای اسم می‌آید و نقش‌های اسم را میپذیرد. از واژه های ضمایر پرسشی برای سوال کردن استفاده میکنند.

 

اگر این کلمات در کنار اسم بیایند، صفت پرسشی هستند.  معروف‌ترین آن‌ها که، چه، کدام، کجا، کی، چگونه، چطور، چند و چندم هستند.

چطور این همه راه را پیاده آمدی؟

کی به مشهد میروی؟

علی و حسین کجا رفتند؟

ضمایر پرسشی در جمله عموماً جانشین واژه‌ای هستند که همان نقش دستوری ضمیر پرسشی را دارد. دو ضمیر پرسشی که و چه اگر همراه فعل است بیایند، به ترتیب، به صورت کیست و چیست نوشته می‌شوند.

کاربرد کلمات پرسشی

چه

چه گاهی به عنوان ضمیر و گاهی تنها به عنوان صفت همراه اسم می آید.

ضمیر پرسشی

https://typeo.top/blog/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d9%86%d8%9b-%d9%85/

 

انواع ضمیر شخصی و کاربرد آن

ضمیر کلمه‌ای است که جانشین اسم می‌شود، نقش‌های اسم را می‌پذیرد و از تکرار نام‌ها در جمله جلوگیری می‌کند.

 

ضمیر شخصی  یکی از انواع شش‌گانه ضمیرهای اشاره، تعجب، مبهم، پرسشی و مشترک هستند. کلمه‌ای که ضمیر به جای آن بشیند،‌ مرجع ضمیر می‌نامند.

من محمد را دیدم.

تو محمد را دیدی؟

در جمله دوم تو جانشین یک شخص با نامی مشخص شده است.

ضمیر شخصی دارای شش صیغه یا ساخت است:

من، َمما، مان
تو، َتشما، تان
او (وی)، َش‌ایشان، شان

مرجع ضمیر گاهی به صورت بدل، بعد از ضمایر شخصی در جمله می‌آیند که البته الزامی نیست:

 شما، دوستان، قضاوت کنید.

ضمیر شخصی مانند سایر ضمایر به جای اسم و گروه اسمی می‌نشیند و مانند فعل، بنا به گوینده صورت‌های متمایز می‌گیرند؛ حتی مخاطب و مفرد و جمع بودن اسمی (شخصی) که جانشین آن شده‌اند، در صورت ضمایر تأثیر دارند.

ضمیر شخصی

https://typeo.top/blog/%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d9%86-%d9%85%d8%ab%d8%a7%d9%84/